das Kleiderhäufchen
توده کوچک لباس
Bedeutungen
1
تودهای کوچک و اغلب نامرتب از لباسها، معمولاً روی هم انباشته شده.
- Auf dem Stuhl lag ein kleines Kleiderhäufchen, das sie noch nicht weggeräumt hatte.روی صندلی توده کوچکی از لباسها افتاده بود که هنوز مرتب نکرده بود.
- Das Kind spielte mit einem Kleiderhäufchen im Zimmer.کودک در اتاق با تودهای کوچک از لباسها بازی میکرد.
- Nach dem Waschen bildete sich ein Kleiderhäufchen auf dem Boden.پس از شستشو، تودهای کوچک از لباسها روی زمین جمع شد.