der Kleiderschrank

Aussprache: /ˈklaɪ̯dɐˌʃraŋk/
Worttrennung: Klei·der·schrank
اسم

کمد لباس (در معنای استعاری: مرد چهارشانه و تنومند)

Bedeutungen

1

یک قطعه مبلمان بزرگ که برای نگهداری لباس‌ها، کفش‌ها و لوازم جانبی استفاده می‌شود و معمولاً دارای در، قفسه و میله آویز است.

  • Ich muss meine Kleidung im Kleiderschrank organisieren.من باید لباس‌هایم را در کمد لباس مرتب کنم.
  • Der alte Kleiderschrank ist sehr geräumig.کمد لباس قدیمی بسیار جادار است.
  • Bitte hängen Sie die Jacke in den Kleiderschrank.لطفاً کاپشن را در کمد لباس آویزان کنید.
2

به صورت استعاری و عامیانه برای توصیف مردی با جثه بزرگ، چهارشانه و تنومند به کار می‌رود.

  • Er ist ein echter Kleiderschrank von einem Mann.او واقعاً مردی چهارشانه و تنومند است.
  • Mit seinen breiten Schultern sieht er aus wie ein Kleiderschrank.او با شانه‌های پهنش شبیه یک کمد لباس به نظر می‌رسد.
  • Der neue Verteidiger ist ein Kleiderschrank und schwer zu überwinden.مدافع جدید یک غول چهارشانه است و عبور از او دشوار است.