die Kleine

Aussprache: /ˈklaɪ̯nə/
Wortzerlegung: Klei·ne
اسم

دختر کوچک؛ خانم جوان؛ معشوقه/همسر (به صورت خودمانی و محبت‌آمیز)

Beispiele

  • Unsere ''Kleine'' ist gerade in die Schule gekommen.دختر کوچولوی ما تازه به مدرسه رفته است.
  • Meinst du, ich kriege die ''Kleine'' an der Bar rum?فکر می‌کنی بتوانم آن دختر را در بار جذب کنم؟
  • Ich muss nach Hause zu meiner ''Kleinen.باید بروم خانه پیش همسرم/معشوقه‌ام.
  • Diese Worte beruhigten die ''Kleine'' so sehr, daß sie sich die Tränen abwischte.این کلمات آنقدر دخترک را آرام کرد که اشک‌هایش را پاک کرد.