das Kleinkaufhaus

Aussprache: /ˈklaɪ̯nkaʊ̯fˌhaʊ̯s/
Worttrennung: Klein·kauf·haus
اسم

فروشگاه کوچک، مینی‌مارکت (با تنوع کالا)

Bedeutungen

1

یک فروشگاه نسبتاً کوچک که طیف محدودی از کالاها، معمولاً کالاهای روزمره و مواد غذایی را عرضه می‌کند؛ شبیه به یک سوپرمارکت کوچک.

  • Ich kaufe schnell ein paar Dinge im Kleinkaufhaus um die Ecke.من به سرعت چند قلم کالا را از فروشگاه کوچک سر کوچه می‌خرم.
  • Das Kleinkaufhaus hat auch sonntags geöffnet.فروشگاه کوچک حتی یکشنبه‌ها هم باز است.
  • Für den täglichen Bedarf reicht das Angebot im Kleinkaufhaus.برای نیازهای روزمره، تنوع کالای فروشگاه کوچک کافی است.