der Kleinkrimineller
خردهجنایتکار
Bedeutungen
1
شخصی که جرایم کوچک و کماهمیت انجام میدهد، مانند دزدیهای جزئی یا خرابکاریهای کوچک.
- Die Polizei fasste einen Kleinkriminellen, der mehrere kleine Diebstähle begangen hatte.پلیس یک خردهجنایتکار را که چندین دزدی کوچک انجام داده بود، دستگیر کرد.
- Er wurde wegen wiederholter Kleinkriminalität verurteilt.او به دلیل ارتکاب مکرر جرایم کوچک محکوم شد.
- Die Stadt versucht, die Kleinkriminalität durch mehr Polizeipräsenz einzudämmen.شهر تلاش میکند تا با حضور بیشتر پلیس، جرایم کوچک را مهار کند.