die Kleinkunstbühne
صحنه هنرهای نمایشی کوچک، تئاتر کوچک
Bedeutungen
1
یک سالن کوچک یا صحنه تئاتر که معمولاً برنامههای هنری کوچک، کمدی، موسیقی یا نمایشهای تجربی در آن اجرا میشود.
- Viele bekannte Kabarettisten begannen ihre Karriere auf einer Kleinkunstbühne.بسیاری از کمدینهای مشهور کار خود را در یک صحنه هنرهای نمایشی کوچک آغاز کردند.
- Die Kleinkunstbühne bietet ein abwechslungsreiches Programm.این تئاتر کوچک برنامههای متنوعی را ارائه میدهد.
- Wir besuchten eine Vorstellung in einer gemütlichen Kleinkunstbühne.ما در یک تئاتر کوچک دنج، نمایشی را تماشا کردیم.