die Kleinkunstbühne

Aussprache: /ˈklaɪ̯nˌkʊnstbyːnə/
Worttrennung: Klein·kunst·büh·ne
اسم

صحنه هنرهای نمایشی کوچک، تئاتر کوچک

Bedeutungen

1

یک سالن کوچک یا صحنه تئاتر که معمولاً برنامه‌های هنری کوچک، کمدی، موسیقی یا نمایش‌های تجربی در آن اجرا می‌شود.

  • Viele bekannte Kabarettisten begannen ihre Karriere auf einer Kleinkunstbühne.بسیاری از کمدین‌های مشهور کار خود را در یک صحنه هنرهای نمایشی کوچک آغاز کردند.
  • Die Kleinkunstbühne bietet ein abwechslungsreiches Programm.این تئاتر کوچک برنامه‌های متنوعی را ارائه می‌دهد.
  • Wir besuchten eine Vorstellung in einer gemütlichen Kleinkunstbühne.ما در یک تئاتر کوچک دنج، نمایشی را تماشا کردیم.