der Kleinsäuger

Aussprache: /ˈklaɪ̯nˌzɔɪ̯ɡɐ/
Worttrennung: Kle·in·s·äu·ger
اسم

پستاندار کوچک

Bedeutungen

1

پستانداری که جثه‌ی کوچکی دارد، معمولاً شامل جوندگان، حشره‌خواران و خفاش‌ها.

  • Der Fuchs jagt gerne Kleinsäuger wie Mäuse und Wühlmäuse.روباه دوست دارد پستانداران کوچک مانند موش‌ها و ول‌ها را شکار کند.
  • Eulen ernähren sich oft von Kleinsäugern.جغدها اغلب از پستانداران کوچک تغذیه می‌کنند.
  • Die Untersuchung der Kleinsäugerpopulation gibt Aufschluss über das Ökosystem.بررسی جمعیت پستانداران کوچک اطلاعاتی در مورد اکوسیستم ارائه می‌دهد.