die Kleinstädterin

Aussprache: /ˈklaɪ̯nˌʃtɛtəʁɪn/
Worttrennung: Klein·städ·te·rin
اسم

اهل شهر کوچک، ساکن شهر کوچک (مونث)

Bedeutungen

1

زنی که در یک شهر کوچک زندگی می‌کند یا اهل آن شهر است.

  • Die Kleinstädterin schätzt die kurzen Wege und die freundlichen Nachbarn.اهل شهر کوچک (زن) از مسافت‌های کوتاه و همسایگان مهربان قدردانی می‌کند.
  • Sie ist eine stolze Kleinstädterin und liebt ihre Heimatstadt.او یک اهل شهر کوچک (زن) مغرور است و شهر زادگاهش را دوست دارد.
  • Als Kleinstädterin fand sie leicht Anschluss in der örtlichen Gemeinde.او به عنوان یک اهل شهر کوچک (زن)، به راحتی در جامعه محلی ارتباط برقرار کرد.