die Kletterwand
دیوار صخرهنوردی، دیوار سنگنوردی
Bedeutungen
1
سطح عمودی یا شیبدار مصنوعی که با گیرهها و برجستگیهای مختلف برای تمرین صخرهنوردی و سنگنوردی تجهیز شده است.
- Die Kinder hatten viel Spaß an der Kletterwand im Park.بچهها در دیوار صخرهنوردی پارک خیلی سرگرم شدند.
- Er trainiert regelmäßig an der Kletterwand, um seine Kraft zu verbessern.او به طور منظم روی دیوار صخرهنوردی تمرین میکند تا قدرتش را بهبود بخشد.
- Die Kletterwand im Fitnessstudio ist für Anfänger und Fortgeschrittene geeignet.دیوار صخرهنوردی در باشگاه بدنسازی برای مبتدیان و افراد پیشرفته مناسب است.
2
دیوار طبیعی یا مصنوعی که برای صعود و بالا رفتن استفاده میشود، مانند صخرهها یا دیوارهای بلند.
- Die Bergsteiger bereiteten sich auf die steile Kletterwand vor.کوهنوردان خود را برای دیوار صعود شیبدار آماده کردند.
- Die Kletterwand des Berges war mit Eis bedeckt.دیوار صخرهنوردی کوه پوشیده از یخ بود.
- Er kletterte die Kletterwand ohne Sicherung empor.او بدون طناب ایمنی از دیوار صخرهنوردی بالا رفت.