der Klientelkönig

Aussprache: /kli̯ɛnˈteːlˌkøːnɪç/
Worttrennung: Kli·en·tel·kö·nig
اسم

پادشاه دست‌نشانده

Bedeutungen

1

رهبر یا حاکمی که به طور رسمی قدرت دارد اما در عمل تحت کنترل یا نفوذ یک قدرت خارجی یا بزرگتر است و به عنوان نماینده آن عمل می‌کند.

  • Der abgesetzte Herrscher wurde als Klientelkönig bezeichnet.حاکم برکنار شده به عنوان پادشاه دست‌نشانده توصیف شد.
  • Die ausländische Macht setzte einen Klientelkönig ein, um die Region zu kontrollieren.قدرت خارجی یک پادشاه دست‌نشانده را برای کنترل منطقه منصوب کرد.
  • Historiker diskutieren, ob er ein wahrer König oder nur ein Klientelkönig war.تاریخ‌نگاران بحث می‌کنند که آیا او یک پادشاه واقعی بود یا صرفاً یک پادشاه دست‌نشانده.