die Klientelpolitik

Aussprache: /kli̯ɛntɛlpoliˌtiːk/
Worttrennung: Kli·en·tel·po·li·tik
اسم

سیاست مبتنی بر منافع گروه خاص

Bedeutungen

1

نوعی سیاست که در آن سیاستمداران یا احزاب برای جلب حمایت گروهی خاص از رأی‌دهندگان یا ذینفعان، امتیازات، خدمات یا منافع ویژه‌ای را ارائه می‌دهند، اغلب به ضرر منافع عمومی.

  • Kritiker werfen der Regierung vor, Klientelpolitik zu betreiben, um Wähler zu gewinnen.منتقدان دولت را به انجام سیاست مبتنی بر منافع گروه خاص برای جلب آرا متهم می‌کنند.
  • Die Förderung bestimmter Industrien kann als Form der Klientelpolitik angesehen werden.حمایت از صنایع خاص می‌تواند به عنوان شکلی از سیاست مبتنی بر منافع گروه خاص تلقی شود.
  • Eine transparente Politik sollte Klientelpolitik vermeiden.یک سیاست شفاف باید از سیاست مبتنی بر منافع گروه خاص اجتناب کند.