die Klobrille
نشیمنگاه توالت
Beispiele
- Es ist unangenehm, sich im Winter auf der Außentoilette auf die ''Klobrille'' zu setzen – man denkt, man friert gleich fest.نشستن روی نشیمنگاه توالت در فضای باز در زمستان ناخوشایند است - آدم فکر میکند بلافاصله به آن میچسبد.
- Ich reinige Bad, Toilette und ''Klobrille'' wöchentlich.من حمام، توالت و نشیمنگاه توالت را هفتگی تمیز میکنم.
- […] Manche Computertastatur zeigte sich bei der Untersuchung stärker mit Bakterien verseucht als eine zum Vergleich untersuchte ''Klobrille'' - und war damit potenziell ernsthaft gesundheitsgefährdend!برخی از صفحهکلیدهای کامپیوتر در طول بررسیها، باکتریهای بیشتری نسبت به یک نشیمنگاه توالت که برای مقایسه بررسی شده بود، نشان دادند - و بنابراین به طور بالقوه خطر جدی برای سلامتی داشتند!