das Klohäuschen

Aussprache: /ˈkloːˌhɔɪ̯sçən/
Worttrennung: Klo·häus·chen
اسم

دستشویی کوچک، توالت صحرایی

Bedeutungen

1

یک سازه کوچک و مستقل که به عنوان توالت استفاده می‌شود، اغلب در مکان‌های عمومی یا موقت مانند پارک‌ها، سایت‌های ساختمانی یا جشنواره‌ها.

  • Auf dem Festivalgelände gab es mehrere Klohäuschen.در محل برگزاری جشنواره چندین توالت صحرایی وجود داشت.
  • Das Klohäuschen war leider nicht sehr sauber.متأسفانه توالت کوچک خیلی تمیز نبود.
  • Wir mussten ein Klohäuschen am Ende des Parks suchen.ما مجبور شدیم توالت کوچکی را در انتهای پارک پیدا کنیم.