das Klohäuschen
دستشویی کوچک، توالت صحرایی
Bedeutungen
1
یک سازه کوچک و مستقل که به عنوان توالت استفاده میشود، اغلب در مکانهای عمومی یا موقت مانند پارکها، سایتهای ساختمانی یا جشنوارهها.
- Auf dem Festivalgelände gab es mehrere Klohäuschen.در محل برگزاری جشنواره چندین توالت صحرایی وجود داشت.
- Das Klohäuschen war leider nicht sehr sauber.متأسفانه توالت کوچک خیلی تمیز نبود.
- Wir mussten ein Klohäuschen am Ende des Parks suchen.ما مجبور شدیم توالت کوچکی را در انتهای پارک پیدا کنیم.