die Klubchefin
رئیس گروه پارلمانی / رئیس باشگاه (مونث)
Beispiele
- Ihre Arbeit als ''Klubchefin'' ihrer Fraktion beendete sie im Frühjahr 1985.او کار خود را به عنوان «رئیس گروه پارلمانی» فراکسیون خود را در بهار ۱۹۸۵ به پایان رساند.
- Die ''Klubchefin'' hält die Eröffnungsrede auf der 10-Jahresfeier des TUS Graben.رئیس باشگاه» سخنرانی افتتاحیه را در جشن ۱۰ سالگی باشگاه توس گرابن ایراد میکند.