der Kluge
کلوگه (نام خانوادگی آلمانی)
Beispiele
- Herr und Frau ''Kluge'' sitzen im Parkett und warten auf den Beginn der Aufführung.آقا و خانم کلوگه در سالن همکف نشستهاند و منتظر شروع اجرا هستند.
- Damit blieb dem Routinier ''Kluge'' eine weitere WM-Medaille auf der Bahn verwehrt.با این کار، به بازیکن باتجربه کلوگه مدال دیگری در مسابقات قهرمانی جهان در پیست داده نشد.