der Klump
تکه پاره، خرد شده (معمولاً در اصطلاح 'zu Klump fahren/schlagen')
Beispiele
- Sie hat das Auto ''zu Klump'' gefahren.او ماشین را «تکه پاره» کرد.
- Er wird in der Kneipe noch ''zu Klump'' geschlagen.او در میخانه «خرد و خمیر» خواهد شد.
تکه پاره، خرد شده (معمولاً در اصطلاح 'zu Klump fahren/schlagen')