der Klumpfuß

Aussprache: /ˈklʊmpfuːs/
Worttrennung: Klump·fuß
اسم

پای چنبری (عارضه مادرزادی پا)

Bedeutungen

1

یک ناهنجاری مادرزادی پا که در آن پا به سمت داخل و پایین پیچ خورده است.

  • Das Kind wurde mit einem Klumpfuß geboren, der aber erfolgreich behandelt wurde.کودک با پای چنبری به دنیا آمد، اما با موفقیت درمان شد.
  • Die Ärzte erkannten sofort den Klumpfuß und planten die Therapie.پزشکان بلافاصله پای چنبری را تشخیص دادند و درمان را برنامه‌ریزی کردند.
  • Durch Physiotherapie kann ein Klumpfuß oft korrigiert werden.اغلب می‌توان پای چنبری را از طریق فیزیوتراپی اصلاح کرد.