der Knüppelschlag

Aussprache: /ˈknʏp‍l̩ˌʃlaːk/
Worttrennung: Knüp·pel·schlag
اسم

ضربه با چماق، ضربه با باتوم

Bedeutungen

1

ضربه یا ضرباتی که با استفاده از چماق، باتوم یا وسیله‌ای مشابه وارد می‌شود.

  • Der Täter traf das Opfer mit einem harten Knüppelschlag.مهاجم با ضربه‌ای سخت با چماق به قربانی ضربه زد.
  • Der Polizist setzte einen Knüppelschlag zur Abwehr ein.پلیس از ضربه باتوم برای دفاع استفاده کرد.
  • Ein Knüppelschlag kann schwere Verletzungen verursachen.ضربه با چماق می‌تواند باعث جراحات شدید شود.