اسم
نوعی سوسیس (معمولاً دودی و پخته شده)
جملات نمونه برای Knackwurst:
Ich habe mir an der Bude eine ''Knackwurst'' bestellt.
من از دکه یک سوسیس کناکورست سفارش دادم.
„Ihr eigenes Mahl, ein Stück Brot, eine ''Knackwurst'' und eine Tafel Milchschokolade, trug sie bei sich.“
او غذای خودش را که شامل یک تکه نان، یک کناکورست و یک تخته شکلات شیری بود، با خود حمل میکرد.