der Knallzeuge

Aussprache: /ˈknalˌt͡sɔɪ̯ɡə/
Wortzerlegung: Knall·zeu·ge
اسم

شاهدی که تنها صدای تصادف را شنیده نه خود آن را

Beispiele

  • Ich fürchte, wir haben nur einen ''Knallzeugen.می‌ترسم که ما فقط یک شاهدِ صدای تصادف (غیرمستقیم) داشته باشیم.
  • POL-BS: ''Knallzeuge'' rief Polizeiپلیس برمن: شاهدِ صدای تصادف، پلیس را خبر کرد