der Knebel

Aussprache: /ˈkneːbl̩/
Wortzerlegung: Kne·bel
اسم

دهان‌بند، پارچه‌ای که در دهان کسی بگذارند تا نتواند فریاد بزند

Beispiele

  • Die Geiseln versuchten, durch ihre ''Knebel'' zu sprechen, aber niemand konnte sie verstehen.گروگان‌ها تلاش کردند از پشت دهان‌بندهای خود صحبت کنند، اما هیچ‌کس نتوانست آن‌ها را بفهمد.
  • Der alte Mann zuckte zusammen, aber sein Flehen erstickte im ''Knebel''.پیرمرد از جا پرید، اما التماسش در دهان‌بند خفه شد.