der Kneipengast
مشتری میخانه/بار
Bedeutungen
1
فردی که به طور منظم یا گاه به گاه به یک میخانه (Kneipe) یا بار مراجعه میکند و نوشیدنی یا غذا سفارش میدهد.
- Der Kneipengast bestellte ein weiteres Bier.مشتری میخانه یک گیلاس دیگر آبجو سفارش داد.
- Der Wirt kennt fast jeden Kneipengast mit Namen.صاحب میخانه تقریباً همه مشتریان را به نام میشناسد.
- Ein neuer Kneipengast setzte sich an die Theke.یک مشتری جدید میخانه پشت پیشخوان نشست.