das Knicklicht
چراغ شیمیایی، میله نورانی (که با خم شدن روشن میشود)
Beispiele
- In der Disco trägt Jenny gerne Armbänder, die aus ''Knicklichtern'' zusammengesteckt sind.جنی در دیسکو دوست دارد دستبندهایی از چراغهای شیمیایی به دست کند.
- Angler befestigen nachts oft ein ''Knicklicht'' auf dem Schwimmer, um ihn in der Dunkelheit wiederzufinden.ماهیگیران اغلب شبها یک چراغ شیمیایی را روی شناور خود نصب میکنند تا آن را در تاریکی پیدا کنند.