der Kniefall
به زانو در آمدن، کرنش، تسلیم
Bedeutungen
1
عمل زانو زدن، که میتواند نشانهای از احترام، دعا، درخواست بخشش، یا تسلیم باشد.
- Vor dem König machte der Angeklagte einen tiefen Kniefall.متهم در مقابل پادشاه تعظیمی عمیق کرد و به زانو درآمد.
- Der Kniefall symbolisiert oft Demut und Unterwerfung.به زانو در آمدن اغلب نماد فروتنی و تسلیم است.
- In vielen religiösen Zeremonien ist der Kniefall ein wichtiger Bestandteil.در بسیاری از مراسم مذهبی، به زانو در آمدن بخش مهمی است.
2
به صورت مجازی یا استعاری، نشاندهنده تسلیم شدن در برابر قدرت، اراده یا شرایطی خاص.
- Nach langen Verhandlungen musste die Firma einen Kniefall vor den Forderungen der Gewerkschaft machen.پس از مذاکرات طولانی، شرکت مجبور شد در برابر خواستههای اتحادیه تسلیم شود.
- Sein Eingeständnis war ein symbolischer Kniefall vor der Wahrheit.اعتراف او یک تسلیم نمادین در برابر حقیقت بود.
- Der Politiker weigerte sich, einen Kniefall vor den Wählern zu machen, die seine Politik ablehnten.سیاستمدار از تسلیم شدن در برابر رأیدهندگانی که سیاست او را رد میکردند، خودداری کرد.