der Kniefall

Aussprache: /ˈkniːfal/
Worttrennung: Knie·fall
اسم

به زانو در آمدن، کرنش، تسلیم

Bedeutungen

1

عمل زانو زدن، که می‌تواند نشانه‌ای از احترام، دعا، درخواست بخشش، یا تسلیم باشد.

  • Vor dem König machte der Angeklagte einen tiefen Kniefall.متهم در مقابل پادشاه تعظیمی عمیق کرد و به زانو درآمد.
  • Der Kniefall symbolisiert oft Demut und Unterwerfung.به زانو در آمدن اغلب نماد فروتنی و تسلیم است.
  • In vielen religiösen Zeremonien ist der Kniefall ein wichtiger Bestandteil.در بسیاری از مراسم مذهبی، به زانو در آمدن بخش مهمی است.
2

به صورت مجازی یا استعاری، نشان‌دهنده تسلیم شدن در برابر قدرت، اراده یا شرایطی خاص.

  • Nach langen Verhandlungen musste die Firma einen Kniefall vor den Forderungen der Gewerkschaft machen.پس از مذاکرات طولانی، شرکت مجبور شد در برابر خواسته‌های اتحادیه تسلیم شود.
  • Sein Eingeständnis war ein symbolischer Kniefall vor der Wahrheit.اعتراف او یک تسلیم نمادین در برابر حقیقت بود.
  • Der Politiker weigerte sich, einen Kniefall vor den Wählern zu machen, die seine Politik ablehnten.سیاستمدار از تسلیم شدن در برابر رأی‌دهندگانی که سیاست او را رد می‌کردند، خودداری کرد.