اسم
ترفند، حقه، راه حل ماهرانه؛ شیوه ناصادقانه، کلاهبرداری کوچک
جملات نمونه برای Kniff:
„War das ein ''Kniff'' des Regisseurs, ihm etwas von seiner Wuchtigkeit zu nehmen, um die Familienversöhnung einzuleiten?“
«آیا این یک ترفند از سوی کارگردان بود تا کمی از عظمت او بکاهد و آشتی خانوادگی را آغاز کند؟»