die Knifte

Aussprache: /ˈknɪftə/
Wortzerlegung: Knif·te
اسم

ساندویچ نان و پنیر/کره (عامیانه) / سلاح گرم (عامیانه)

Beispiele

  • Wenn Du Hunger hast, mach dir eine ''Knifte.اگر گرسنه‌ات است، برای خودت یک ساندویچ نان و کره درست کن.
  • Es gab jeden Abend nur ''Kniften.هر شب فقط ساندویچ (نان و کره) بود.
  • Ich werde mir mal eine ''Knifte'' reindrehen.الان می‌روم برای خودم یک ساندویچ درست کنم.
  • Er zog die ''Knifte'' und drückte ab.او سلاح گرم را بیرون کشید و شلیک کرد.