der Knorr
کنور (نام خانوادگی)
Beispiele
- Frau ''Knorr'' ist ein Genie im Verkauf.خانم کنور در فروش استعداد دارد.
- Herr ''Knorr'' wollte uns kein Interview geben.آقای کنور به ما مصاحبه نکرد.
- Die ''Knorrs'' fliegen heute nach La Paz.کنورها امروز به لاپاز پرواز میکنند.
- Der ''Knorr'' trägt nie die Schals, die die ''Knorr'' ihm strickt.کنور هرگز شالهایی را که کنور برایش میبافد، نمیپوشد.