اسم
گره، گره دریایی (واحد سرعت)
جملات نمونه برای Knoten:
Ich mache hier einen ''Knoten'' in das Seil.
من اینجا یک گره در طناب میزنم.
„Im Auto lockerte Siavasch als Erstes den ''Knoten'' seiner Krawatte, dann öffnete er das Handschuhfach und holte eine Tüte Eisbonbons heraus.“
سیاوش در ماشین اول از همه گره کراواتش را شل کرد، سپس داشبورد را باز کرد و یک بسته آبنبات یخی بیرون آورد.