der Knuddelbär
خرس عروسکی (برای بغل کردن)، خرس بغلی؛ (به عنوان اسم مستعار) عزیز، دوستداشتنی
Bedeutungen
1
یک خرس عروسکی نرم و پشمالو که برای بغل کردن و در آغوش گرفتن طراحی شده است، اغلب مورد علاقه کودکان است.
- Das kleine Mädchen schlief fest mit ihrem Lieblings-Knuddelbär im Arm.دختر کوچک با خرس بغلی مورد علاقهاش در آغوش، محکم خوابیده بود.
- Ein großer Knuddelbär ist ein beliebtes Geschenk zum Geburtstag.یک خرس بغلی بزرگ، هدیهای محبوب برای تولد است.
- Sie kaufte einen niedlichen Knuddelbär für ihre Nichte.او یک خرس بغلی بامزه برای خواهرزادهاش خرید.
2
به عنوان یک لقب محبتآمیز و دوستانه برای خطاب قرار دادن فردی که دوستداشتنی، مهربان و قابل اعتماد است.
- Komm her, mein kleiner Knuddelbär, lass dich drücken!بیا اینجا، عزیز من، بگذار بغلت کنم!
- Er ist so ein lieber Kerl, mein persönlicher Knuddelbär.او واقعاً پسر خوبی است، عزیز دل من.
- Danke für deine Hilfe, du bist mein Knuddelbär!ممنون برای کمکت، تو عزیز دل منی!