der Kober Aussprache:/ˈkoːbɐ/Wortzerlegung:Ko·ber اسم سبد حمل مواد غذایی، زنبیل جملات نمونه برای Kober:Die Bäuerin sammelte die Eier in einem ''Kober.''زن روستایی تخممرغها را در یک سبد جمعآوری کرد.Der ''Kober'' im Bach war voller Fische.سبد موجود در جویبار پر از ماهی بود.