die Kohärenz
انسجام، پیوستگی
Bedeutungen
1
به معنای پیوستگی، ارتباط منطقی و انسجام بین اجزای یک متن، یک استدلال یا یک پدیده است.
- Die Kohärenz des Arguments war nicht überzeugend.انسجام این استدلال قانعکننده نبود.
- Eine gute wissenschaftliche Arbeit zeichnet sich durch logische Kohärenz aus.یک کار علمی خوب با انسجام منطقی مشخص میشود.
- Die Kohärenz zwischen den einzelnen Kapiteln des Buches ist wichtig.پیوستگی بین فصلهای مختلف کتاب مهم است.
2
در فیزیک، به ویژه در مورد نور (مانند لیزر)، به معنای همفازی امواج الکترومغناطیسی است؛ یعنی امواج در فاز یکسان نوسان میکنند.
- Laserlicht besitzt eine hohe Kohärenz.نور لیزر از انسجام بالایی برخوردار است.
- Die Kohärenz der Lichtwellen ist entscheidend für Interferology.انسجام امواج نور برای تداخلسنجی حیاتی است.
- Ohne Kohärenz wäre die Erzeugung von Mustern durch Interferenz nicht möglich.بدون انسجام، ایجاد الگو از طریق تداخل امکانپذیر نبود.