die Kohäsion
انسجام (متنی)، پیوستگی (فیزیکی)، چسبندگی
Bedeutungen
1
در فیزیک و شیمی، نیروی جاذبه بین مولکولهای یک ماده که باعث چسبندگی و پیوستگی آن میشود.
- Die Kohäsion des Wassers ermöglicht es Insekten, auf der Oberfläche zu laufen.چسبندگی آب به حشرات اجازه میدهد روی سطح آن راه بروند.
- Die Kohäsion zwischen den Molekülen ist bei Festkörpern stärker als bei Flüssigkeiten.چسبندگی بین مولکولها در جامدات قویتر از مایعات است.
- Die Oberflächenspannung von Flüssigkeiten beruht auf der Kohäsion.کشش سطحی مایعات به دلیل چسبندگی آنهاست.
2
در زبانشناسی و علوم ارتباطات، پیوستگی و ارتباط منطقی بین اجزای یک متن (جملات، پاراگرافها) که باعث درک مطلب میشود.
- Gute Texte zeichnen sich durch eine hohe Kohäsion und Kohärenz aus.متون خوب با انسجام و پیوستگی بالا مشخص میشوند.
- Die Verwendung von Pronomen und Konjunktionen verbessert die Kohäsion im Satz.استفاده از ضمایر و حروف ربط، انسجام جمله را بهبود میبخشد.
- Ohne ausreichende Kohäsion wirkt ein Text oft zusammenhanglos.بدون انسجام کافی، یک متن اغلب نامربوط به نظر میرسد.