die Kokainkönigin

Aussprache: /kokaˈiːnˌkøːnɪɡɪn/
Worttrennung: Ko·kain·kö·ni·gin
اسم

ملکه کوکائین (زنی که از طریق تجارت کوکائین به قدرت و ثروت رسیده است)

Bedeutungen

1

لقبی که به زنی داده می‌شود که در تجارت غیرقانونی کوکائین به قدرت، نفوذ و ثروت قابل توجهی دست یافته است.

  • Die Zeitung berichtete über die angebliche Kokainkönigin des Kartells.روزنامه درباره ملکه کوکائین احتمالی کارتل گزارش داد.
  • Ihre Macht als Kokainkönigin war gefürchtet und respektiert.قدرت او به عنوان ملکه کوکائین ترسناک و مورد احترام بود.
  • Die Polizei versucht seit Jahren, die Identität der Kokainkönigin aufzudecken.پلیس سال‌هاست که تلاش می‌کند هویت ملکه کوکائین را فاش کند.