die Koketterie
عشوه، کرشمه، دلبری، خودنمایی
Bedeutungen
1
رفتار یا طرز بیان اغواگرانه و دلربا، اغلب با استفاده از حرکات بدن، نگاهها یا کلمات برای جلب توجه و علاقه دیگران، به ویژه در روابط عاشقانه یا اجتماعی.
- Ihre Koketterie mit dem Kellner war offensichtlich.عشوه او با پیشخدمت آشکار بود.
- Er beherrscht die Kunst der Koketterie perfekt.او هنر دلبری را به کمال میداند.
- Manche Leute verwechseln Freundlichkeit mit Koketterie.برخی افراد مهربانی را با کرشمه اشتباه میگیرند.