die Koketterie
عشوه، کرشمه، دلبری، خودنمایی (به قصد جلب توجه)
Beispiele
- Sie schien ''Koketterie'' für unerläßlich zu halten und zierte sich wie eine späte Jungfrau.او به نظر میرسید که عشوه را ضروری میدانست و مانند یک دوشیزه دیررس خودنمایی میکرد.
عشوه، کرشمه، دلبری، خودنمایی (به قصد جلب توجه)