die Kolik

Aussprache: /ˈkoːlɪk/
Wortzerlegung: Ko·lik
اسم

قولنج، دل‌پیچه شدید

Beispiele

  • Der Arzt diagnostizierte eine ''Kolik.پزشک یک مورد قولنج را تشخیص داد.
  • Er hatte weitere Zähne verloren, und Woche für Woche plagten ihn ''Koliken.او دندان‌های دیگری را از دست داده بود و هفته‌به‌هفته دردهای قولنجی او را آزار می‌دادند.