das Kolumbarium
کبوترخانه؛ کلمباریوم (محل نگهداری خاکستر مردگان)
Beispiele
- Der Obstgarten grenzte an ein ''Kolumbarium'' mit grauem Strohdach, weiß gesprenkelt vom Kot der Tauben, beschattet von einer Linde, deren Geäst sich unbestimmt in dem der sie umgebenden Kastanien verlor.باغ میوه به یک کبوترخانه با سقف کاهگلی خاکستری، که با فضله کبوترها سفید شده بود، و در سایه یک درخت نمدار قرار داشت که شاخههایش به طور نامشخص در میان درختان شاهبلوط اطراف گم میشدند، محدود میشد.