der Kommandostab
ستاد فرماندهی
Bedeutungen
1
گروهی از افسران و کارکنان که وظیفه برنامهریزی، هدایت و هماهنگی عملیات نظامی یا سایر فعالیتهای پیچیده را بر عهده دارند؛ ستاد مرکزی فرماندهی.
- Der Kommandostab arbeitete Tag und Nacht an der Strategie.ستاد فرماندهی شبانهروز روی استراتژی کار میکرد.
- Der General leitete den Kommandostab der Operation.ژنرال ریاست ستاد فرماندهی عملیات را بر عهده داشت.
- Informationen wurden direkt an den Kommandostab weitergeleitet.اطلاعات مستقیماً به ستاد فرماندهی منتقل شد.