der Kommandostab

Aussprache: /kɔˈmandoˌʃtaːp/
Worttrennung: Kom·man·do·stab
اسم

ستاد فرماندهی

Bedeutungen

1

گروهی از افسران و کارکنان که وظیفه برنامه‌ریزی، هدایت و هماهنگی عملیات نظامی یا سایر فعالیت‌های پیچیده را بر عهده دارند؛ ستاد مرکزی فرماندهی.

  • Der Kommandostab arbeitete Tag und Nacht an der Strategie.ستاد فرماندهی شبانه‌روز روی استراتژی کار می‌کرد.
  • Der General leitete den Kommandostab der Operation.ژنرال ریاست ستاد فرماندهی عملیات را بر عهده داشت.
  • Informationen wurden direkt an den Kommandostab weitergeleitet.اطلاعات مستقیماً به ستاد فرماندهی منتقل شد.