der Kommandoton

Aussprache: /kɔˈmantotoːn/
Worttrennung: Kom·man·do·ton
اسم

لحن دستوری، لحن فرماندهی

Bedeutungen

1

نحوه صحبت کردن یا بیان که نشان‌دهنده دستور دادن، فرمان دادن یا تحکم است و معمولاً فاقد لحن دوستانه یا خواهشی است.

  • Der Ausbilder sprach im Kommandoton zu seinen Soldaten.مربی با لحن دستوری با سربازانش صحبت می‌کرد.
  • Ich mag es nicht, wenn Leute im Kommandoton mit mir reden.من دوست ندارم وقتی مردم با لحن دستوری با من صحبت می‌کنند.
  • Obwohl sie nur eine Bitte hatte, klang ihr Kommandoton sehr bestimmt.اگرچه او فقط یک خواهش داشت، لحن دستوری‌اش بسیار قاطع به نظر می‌رسید.