die Komorbidität

Aussprache: /ˌkomɔrbiˈtɛːt/
Worttrennung: Ko·mor·bi·di·tät
اسم

بیماری همزمان، عارضه همراه

Bedeutungen

1

وجود یک یا چند بیماری یا وضعیت پزشکی دیگر همراه با یک بیماری اصلی که بر روند درمان یا پیش‌آگهی تأثیر می‌گذارد.

  • Diabetes ist eine häufige Komorbidität bei Patienten mit Herzerkrankungen.دیابت یک بیماری همزمان شایع در بیماران مبتلا به بیماری‌های قلبی است.
  • Die Komorbidität erschwerte die Diagnose und Behandlung des Patienten.عارضه همراه، تشخیص و درمان بیمار را دشوار کرد.
  • Ärzte müssen bei der Behandlung von Krankheiten stets mögliche Komorbiditäten berücksichtigen.پزشکان هنگام درمان بیماری‌ها باید همیشه بیماری‌های همزمان احتمالی را در نظر بگیرند.