die Komplexität
پیچیدگی، بغرنجی
Bedeutungen
1
ویژگی پیچیده بودن؛ داشتن اجزاء یا روابط متعدد و دشوار برای درک یا مدیریت.
- Die Komplexität des Problems hat uns lange beschäftigt.پیچیدگی مسئله ما را برای مدت طولانی درگیر کرد.
- Die Komplexität moderner Software ist enorm.پیچیدگی نرمافزارهای مدرن بسیار زیاد است.
- Wir müssen die Komplexität des Systems reduzieren, um es wartbar zu machen.ما باید پیچیدگی سیستم را کاهش دهیم تا قابل نگهداری باشد.