der Konchyliologe
صدفشناس، متخصص صدف نرمتنان
Bedeutungen
1
شخصی که در زمینه صدفشناسی تخصص دارد و صدفهای نرمتنان را مطالعه میکند.
- Der Konchyliologe präsentierte seine Forschungsergebnisse auf der Konferenz.صدفشناس نتایج تحقیقات خود را در کنفرانس ارائه داد.
- Als erfahrener Konchyliologe kennt er viele seltene Arten.او به عنوان یک صدفشناس باتجربه، گونههای کمیاب زیادی را میشناسد.
- Sie ist eine anerkannte Konchyliologin mit vielen Publikationen.او یک صدفشناس برجسته با مقالات متعدد است.