die Konchyliologin

Aussprache: /kɔnçylioˈloːɡɪn/
Worttrennung: Kon·chy·lio·lo·gin
اسم

صدف‌شناس زن، متخصص زن در زمینه صدف‌ها

Bedeutungen

1

زنی که در زمینه مطالعه صدف‌ها و حلزون‌های دریایی (به ویژه پوسته آنها) تخصص دارد.

  • Die Konchyliologin sammelte seltene Muscheln für ihre Forschung.صدف‌شناس زن، صدف‌های کمیاب را برای تحقیقات خود جمع‌آوری کرد.
  • Als Konchyliologin identifizierte sie verschiedene Arten von Meeresschnecken.او به عنوان یک صدف‌شناس، گونه‌های مختلف حلزون‌های دریایی را شناسایی کرد.
  • Die Konchyliologin erklärte den Studenten die Anatomie der Muscheln.صدف‌شناس زن، آناتومی صدف‌ها را برای دانشجویان توضیح داد.