der Konföderierter

Aussprache: /kɔnfeːdeˈʁiːɐ̯tɐ/
Worttrennung: Kon·fö·de·rier·ter
اسم

کنفدراسیونی، متحد (فرد)

Bedeutungen

1

فردی که عضوی از یک کنفدراسیون یا اتحادیه است، به ویژه در اشاره به سربازان یا حامیان ایالات مؤتلفه آمریکا در طول جنگ داخلی آمریکا.

  • Der Konföderierte kämpfte tapfer für seine Überzeugungen.آن فرد کنفدراسیونی شجاعانه برای باورهای خود جنگید.
  • Viele Nachfahren von Konföderierten ehren noch heute die Erinnerung an ihre Vorfahren.بسیاری از نوادگان افراد کنفدراسیونی هنوز هم یاد اجداد خود را گرامی می‌دارند.
  • Die Uniform des Konföderierten war leicht zu erkennen.یونیفرم فرد کنفدراسیونی به راحتی قابل تشخیص بود.