der Konföderierter
کنفدراسیونی، متحد (فرد)
Bedeutungen
1
فردی که عضوی از یک کنفدراسیون یا اتحادیه است، به ویژه در اشاره به سربازان یا حامیان ایالات مؤتلفه آمریکا در طول جنگ داخلی آمریکا.
- Der Konföderierte kämpfte tapfer für seine Überzeugungen.آن فرد کنفدراسیونی شجاعانه برای باورهای خود جنگید.
- Viele Nachfahren von Konföderierten ehren noch heute die Erinnerung an ihre Vorfahren.بسیاری از نوادگان افراد کنفدراسیونی هنوز هم یاد اجداد خود را گرامی میدارند.
- Die Uniform des Konföderierten war leicht zu erkennen.یونیفرم فرد کنفدراسیونی به راحتی قابل تشخیص بود.