der Konkurrenzdruck

Aussprache: /kɔŋkʊˈʁɛnt͡sˌdʁʊk/
Worttrennung: Kon·kur·renz·druck
اسم

فشار رقابتی، فشار ناشی از رقابت

Bedeutungen

1

فشاری که از سوی رقبا در بازار یا در یک زمینه خاص به یک فرد یا شرکت وارد می‌شود.

  • Der Konkurrenzdruck zwingt Unternehmen zu Innovationen.فشار رقابتی، شرکت‌ها را مجبور به نوآوری می‌کند.
  • In der Modebranche herrscht ein enormer Konkurrenzdruck.در صنعت مد، فشار رقابتی عظیمی وجود دارد.
  • Der ständige Konkurrenzdruck kann sehr anstrengend sein.فشار رقابتی مداوم می‌تواند بسیار خسته‌کننده باشد.