die Konkurrenzfirma
شرکت رقیب
Bedeutungen
1
شرکتی که در همان بازار یا صنعت فعالیت میکند و برای مشتریان یا سهم بازار با شرکت دیگر رقابت میکند.
- Unsere Firma muss sich gegen starke Konkurrenzfirmen behaupten.شرکت ما باید در برابر شرکتهای رقیب قوی مقاومت کند.
- Die neue Strategie soll uns helfen, die Konkurrenzfirmen zu übertreffen.استراتژی جدید باید به ما کمک کند تا از شرکتهای رقیب پیشی بگیریم.
- Viele Kunden wechseln zwischen unserer Firma und der nächstgelegenen Konkurrenzfirma.بسیاری از مشتریان بین شرکت ما و نزدیکترین شرکت رقیب جابجا میشوند.