die Konnexität
ارتباط، پیوستگی، اتصال (به ویژه در امور حقوقی)
Bedeutungen
1
ارتباط یا پیوند منطقی و معنادار بین دو یا چند چیز، به ویژه در زمینههای حقوقی یا فنی؛ اتصال.
- Die Konnexität zwischen dem Schaden und dem Unfall musste nachgewiesen werden.ارتباط بین خسارت و تصادف باید اثبات میشد.
- Gerichte prüfen die Konnexität von Forderungen in Insolvenzverfahren.دادگاهها پیوستگی مطالبات را در پروندههای ورشکستگی بررسی میکنند.
- Es besteht eine klare Konnexität zwischen den beiden Ereignissen.ارتباط روشنی بین این دو رویداد وجود دارد.