اسم
کنسرسیوم، سندیکا
جملات نمونه برای Konsortium:
Das Auftragsvolumen war für die einzelnen Interessenten zu groß - daher wurde ein ''Konsortium'' gebildet.
حجم سفارش برای متقاضیان منفرد خیلی بزرگ بود - به همین دلیل یک کنسرسیوم تشکیل شد.
TUI verkauft Hapag-Lloyd an ein ''Konsortium.''
تویی هاپاگ-لوید را به یک کنسرسیوم میفروشد.