die Kontinentalität

Aussprache: /ˌkɔntinɛntaliˈtɛːt/
Worttrennung: Kon·ti·nen·ta·li·tät
اسم

قاره‌ای بودن (اقلیم)، خشکی بودن (اقلیم)

Bedeutungen

1

در اقلیم‌شناسی، درجه‌ای از دوری از دریا که بر میزان نوسانات دمایی و میزان بارش تأثیر می‌گذارد؛ خشکی بودن اقلیم.

  • Die Kontinentalität des Klimas nimmt nach Osten hin zu.خشکی بودن اقلیم به سمت شرق افزایش می‌یابد.
  • Sibirien weist eine extreme Kontinentalität auf.سیبری دارای اقلیم قاره‌ای شدیدی است.
  • Die Kontinentalität beeinflusst die Vegetation einer Region.قاره‌ای بودن اقلیم بر پوشش گیاهی یک منطقه تأثیر می‌گذارد.