die Kontrahentin
رقیب زن، طرف قرارداد زن
Bedeutungen
1
زن یا دختری که در یک رقابت، مسابقه، دعوا یا مذاکره در مقابل شخص دیگری قرار دارد.
- Die junge Athletin war eine starke Kontrahentin im Tennis.آن ورزشکار جوان یک رقیب سرسخت در تنیس بود.
- Als Kontrahentin im Geschäftsleben musste sie sich behaupten.او به عنوان یک رقیب در دنیای تجارت مجبور بود از خود دفاع کند.
- Die Verkäuferin verhandelte mit ihrer Kontrahentin über den Preis.فروشنده با طرف قرارداد خود بر سر قیمت مذاکره کرد.